Sunday, August 30, 2009

با توام

به نام خدای مهربان
سحر دهمین روز ماه مبارک رمضان است . با تو هستم مهربان که بارها دستم را گرفته ای. بار ها خستگی ام را دیده ای و بارم را بر دوش کشیده ای. بارها از لغزش بازم داشتی در حالیکه اگر نبودی فرو افتاده بودم در منجلابی که آنجا نیز به جز به تو کسی را یارای دستگیری نبود . من همان علیرضا هستم با همان صداقت و با همان ناتوانایی های گذشته و تو همان هستی مهربان و بخشنده و این بی جهت نیست که مطلع تمام سوره های قرآنت با این دو صفت زیبایت آغاز می شود هر چند برای تو دو نام زیبای دیگر می شناسم «ستار» و «غفار» و مرا با این دو صفت تو کارها بوده است و خواهد بود.
با تو هستم که مرا خوبتر از من می شناسی . باتو هستم که به من آموزاندی چگونه بشناسم و فریفته نشوم در نشئه ایمان گرفتار نیایم و از حرکت رویگردان نشوم حال می بینم که باز نایی برای ادامه مسیر ندارم فرو افتاده ام و در مسیر شرک آمیز آویختن به دیگران حرکت می کنم و مگر نه اینکه فرموده ای « الیس الله و بکاف عبده» این دست های باز و خالی من که حتی غیرت می ورزم برای دراز کردن آن پیش نزدیکترین بندگانت. و مگر از شیطان کمترم! که غیرت ورزید سجده بر غیر تو را حتی به دستور تو! اینجا که دستوری دیگر است پس دستگیر باش و بنده نواز که از کریمان جز این انتظاری نیست
یارب از ابر هدایت برسان بارانی پیش ازآنی که چوگردی زمیان برخیزم

No comments:

Post a Comment